بازگشت امام خمینی به میهن و آغاز دهه فجر
به گزارش پایگاه خبری حامیان ولایت؛ دههٔ فجر انقلاب اسلامی به روزهای ۱۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ گفته میشود که طی آن آیت الله خمینی بعد از تبعید پانزده ساله در دوازدهم بهمن سال ۱۳۵۷ به ایران وارد و در نهایت با اعلام بیطرفی ارتش شاهنشاهی، سلطنت پهلوی در بیست و دوم بهمن ماه منقرض شد و انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.

با گسترش قیام مردم و خروج شاه از ایران، شاپور بختیار به عنوان آخرین و تنها امید رژیم پهلوی و سردمداران غربی پشتیبان این رژیم، به عنوان نخست وزیر باقی مانده بود. در طرف مقابل تظاهرات مردم هر روز پر شورتر و مصممتر میشد و شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بعنوان اصلی ترین خواسته مردم در نهضت انقلابی به رهبری امام خمینی مطرح میشد.
امام خمینی که شرط ورود خود را به کشور، خروج شاه، اعلام کرده بودند، با فرار شاه در 26 دی 1357، تصمیم به بازگشت گرفتند. قرار بود این رجعت تاریخی در روز پنجشنبه پنجم بهمن 1357 انجام گیرد اما بختیار، با بستن فرودگاه ها مانع از انجام این امر شد. با انتشار خبر بسته شدن فرودگاهها، مردم خشمگین به خیابان ها ریخته و با تحصن و شعارهای کوبنده، دولت بختیار را تحت فشار شدیدی قرار دادند.

در همین زمان رئیس شورای سلطنت، سید جلال تهرانی، در پاریس ضمن استعفا خدمت امام، اعلام کرد که شورای سلطنت غیر قانونی است. سرانجام، تحصنها و تظاهرات عظیم مردم بختیار را مجبور کرد، فرودگاه ها را باز کند. کارکنان اعتصابی تلویزیون اعلام کردند برای ضبط و پخش مستقیم مراسم آمادهاند. فرودگاه مهرآباد آماده استقبال از پرواز انقلاب بود.
روز 12 بهمن 1357، پرشکوه ترین استقبال تاریخی رقم خورد و هواپیمای ایرفرانس در حوالی ساعت 9 صبح در فرودگاه مهرآباد نشست و حضرت امام، با قلبی آرام و مطمئن پس از 15 سال هجرت، پا به خاک میهن اسلامی گذاشتند.
صدها خبرنگار و عکاس و فیلمبردار به ثبت این رویداد تاریخی پرداختند. جمعیت استقبال کننده در طول 33 کیلومتر از فرودگاه امام تا بهشت زهرا که مقصد بعدی امام بود. بین 4 تا 8 میلیون نفر تخمین زده میشد. امام از فرودگاه مستقیما به بهشت زهرا رفتند و ضمن ادای احترام به شهدای انقلاب اسلامی، سخنرانی تاریخی خود را در آنجا ایراد کردند.
در این سخنرانی امام نخست وزیری شاپور بختیار را غیر قانونی اعلام کرده و فرمودند: «من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین میکنم.» بدین ترتیب از ورود امام ده روز تاریخی که بعدها دهه فجر انقلاب اسلامی نام گرفت، سپری شد تا طومار رژیم پهلوی و 2500 سال استبداد شاهنشاهی برای همیشه در هم تنیده شود.
ترکیب کمیته استقبال از امام خمینی
از آن جا که کمیته انقلاب یکی از حرکت هایی است که در سرنوشت انقلاب بسیار تاثیرگذار است گروه های مختلف که در انقلاب برای کنار رفتن حکومت استبدادی تلاش می کردند می خواستند در این حرکت سهیم باشند و اگر از این کمیته کنار گذاشته می شدند سهم خواهی آن ها از انقلاب باقی می ماند و در آینده این ادعا را داشتند که روحانیون در لحظه آخر پیروزی انقلاب آن ها را کنار گذاشته اند و مانع رشد آن ها شده اند. در جلسات ابتدایی تشکیل کمیته این بحث مطرح می شود. در خصوص به کارگیری گروه هایی مانند نهضت آزادی، آقای بادامچیان می گوید: «شهید حسن اجاره دار گفت که آقای بهشتی اینها جز دردسر هیچ کاری نمیکنند؛ یک موش در آش میاندازند و بعد هم میخواهند شریک شوند، اینها که در انقلاب نقشی نداشتند. آقای بهشتی هم گوش میداد. آقای محلاتی هم گفت که شما علما و آقای مهدویکنی را چهطور میخواهید راضی کنید که برویم با اینها همراه شویم؟ من گفتم آقای بهشتی ما که همه کارهایمان را میکنیم، چه نیازی به اینهاست؟ اینها را با تشریفات میشود بیرون نگهداشت. اگر اینها داخل صحنه بیایند، موشی میندازند در آش که بگویند با هم شریک باشیم، ولی میگویند «انا صاحب» و صاحباش میشوند و ما را بیرون میکنند و همه چیز را خراب میکنند.» اما در این برهه ریز بینی امام خمینی ره قابل توجه است. شهید بهشتی در پاسخ به این نکات می فرمایند: «امام نظرشان این است که همه با هم باشیم و ما هم نظرمان این است که وقتی امام میآیند همه جریانها و گروهها از ایشان استقبال عمومی کنند و این نباشد که فقط یک تیم در صحنه باشد.»[2] به این ترتیب راه بر بهانه گیری سایر گروه ها از مصادره انقلاب به نفع جریان خاص جلوگیری می شود.

به این ترتیب «کمیته استقبال» شکل می گیرد. اعضای این کمیته عبارتند از:
1. شهید آیتالله مطهری، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط با شورای انقلاب
2. شهید آیتالله دکتر مفتح، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط روحانیت مبارز
3. شهید آیتالله فضلالله محلاتی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط روحانیت مبارز
4. هاشم صباغیان، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط نهضت آزادی
5. اسدالله بادامچیان، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط مؤتلفه اسلامی
6. کاظم سامی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط جاما
7. حسین شاه حسینی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط جبهه ملی
8. تهرانچی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط بازار
9. علی دانش منفرد، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط انجمن اسلامی معلمان[3]
این اختلاف طیف ها طبیعتا اختلافات رویکرد را در پی دارد شهید محلاتی در این خصوص می فرماید: «خطهای مختلفی در آنجا بود. هرکس در این جریان در فکر دوستان و یاران خودشان بودند. به هر صورت ما با مشکلات زیادی در کمیته استقبال مواجه بودیم. بسیاری از برادرها بودند که با هم هماهنگ نبودند. خط فکریشان خیلی با هم نمیخواند. برادرهایی که جزء همان هیئت موتلفه سابق بودند، اینها یک برنامههایی داشتند. برادرانی که عضو نهضت آزادی بودند و نوعا جزء کمیته اصلی استقبال بودند و اکثریت با اینها بود یک برداشتهای دیگری داشتند. اینها با گروه مجاهدین خلق خیلی رفیق بودند. به هر صورت خطوطی در آنجا حاکم بود. در اینکه کیفیت ورود امام مثلا چگونه باشد، در اختیار کی باشد و گروه انتظامات را کی اداره کند نظراتی وجود داشت. ما هم حتیالمقدور سعی کردیم که اینها را با هم هماهنگ کنیم.» اما این مسئله چیزی است که برای ادامه انقلاب و دفع شبهات لازم است.
پس از معرفی این افراد، اعضا جلسهای در تاریخ 1 بهمن 1357 به صورت رسمی در مدرسه رفاه تشکیل دادند. در اولین جلسه کمیته استقبال، مسئولیتها تقسیم شدند. در این راستا شهید آیتالله مطهری رئیس، شهید مفتح سخنگو، علی تهرانچی مسئول شاخه انتظامات، هاشم صباغیان مسئول شاخه برنامهریزی و تشریفات، حسین شاهحسینی مسئول شاخه تدارکات، محمد توسلی مسئول شاخه تبلیغات و علی دانشمنفرد مسئول شاخهی برنامهریزی داخلی شدند.

فرزند کدام شهید در مراسم استقبال از امام صحبت کرد؟
همان طور که گفته شده بود امام خمینی ره گفته بودند که وقتی بیایند مستقیم به بهشت زهرا خواهند رفت. به همین علت اعضاء کمیته برنامه ریزی می کردند که یک مراسم استقبال در فرودگاه باشد و بعد مستقیم به بهشت زهرا بروند و آن جا نیز مراسم بعدی باشد. اما اعضاء نهضت آزادی پیشنهاد دادند که امام در مسیر به دانشگاه تهران بروند و در آنجا نیز سخنرانی کنند. اما با دقت در ابعاد این قضیه می توان فهمید که این مسئله کاری غیر عملی است. زیرا در ازدحام مسیر هرگونه توقف و پیاده شدن امام از ماشین به معنی این خواهد بود که امام دیگر نتوانند سوار ماشین شوند و از رفتن به بهشت زهرا بمانند.

اسدالله بادامچیان در این خصوص می گوید: «من نزد آقای مطهری و آقای بهشتی رفتم و به هر دو، مطلب را گفتم. به آقایان عرض کردم که اینها دنبال چه قضیهای هستند. آقای مطهری گفت: «محکم میایستیم و بههیچوجه چنین اجازهای را نمیدهیم.» گفتم: «اجازه میدهید من یک پیشنهاد بدهم؟ امام که بیایند، اختیار با ایشان است. خواستند سخنرانی میکنند، نخواستند، نمیکنند.» و اما اینکه چرا ما با این نظر مخالف بودیم، به خاطر این بود که هواپیمای امام(ره)، تازه مینشست. مدت زمانی طول میکشید تا مراسم ویژه فرودگاه انجام شود و از آنجا هم قرار بود تا بهشتزهرا برود و این مسیر طولانی و چندین کیلومتری را طی کند و اگر این برنامه را در دانشگاه اجرا میکرد، دیگر به بهشتزهرا نمیرسید. اگر میخواستیم امام(ره) را در دانشگاه پیاده کنیم، اصلاً امکان اینکه ماشین دو باره راه بیفتد، نبود. امام(ره) میخواستند حتماً در بهشتزهرا خطاب به شهدا صحبت کنند...آنها هم میدانستند که اگر امام(ره) در دانشگاه بایستند، به خاطر فشار جمعیت و شرایطی که ایجاد میشد، دیگر امکان اینکه بتوانند خود را بهشتزهرا برسانند، وجود نداشت. سوای اینکه امکان حفاظت از جان امام(ره) هم در دانشگاه مقدور نبود.» این مسئله در استقبال امام حل شد.
اما مسئله دیگر برنامه استقبال از امام بود و چه کسانی صحبت کنند. در این ماجرا اعضاء نهضت آزادی مطرح کردند فرزند یک شهید در فرودگاه مقابل امام سخنرانی کند اما وقتی که اعضاء روحانیت و موتلفه متوجه می شوند که نهضت آزادی به دنبال آن هستند فرزند یکی از مجاهدین سخنرانی کند با آن مخالفت می کنند و مطرح می کنند که یک دانشجو صحبت کند که نماد قشر فرهیخته باشد. آن ها چند دانشجو از اعضاء نهضت و از منافقین پیشنهاد دادند که مخالفت شد در نهایت سه نفر دانشجو از جمله پسر آقای مطهری که دانشجو بود و آقای شاهنوش و دو نفر دیگر آمدند.

بعد برای مراسم بهشت زهرا نیز افرادی مطرح شدند که خوش آمد گویی به امام بگویند. اسدالله بادامچیان در این خصوص می گوید: «آقای توسلی گفت: «انصاف بدهید که بهترین فرد برای گفتن این خیر مقدم پسر بدیعزادگان است.» او پسر کوچکی داشت که میگفت او بیاید. من گفتم: «ما راضی نیستیم عناصری که در این گروهها هستند، بیایند و صحبت کنند، چون بعداً این سازمانها سوءاستفاده میکنند.» شهید محلاتی دنبالهی حرف را گرفت و گفت: «درست میگویید. اینها نباید بیایند.» بعد بحث شد درباره اینکه باید چه کسی باشد چه کسی نباشد. من پیشنهاد دادم که پسر شهید صادق امانی باشد چون هم دانشجو و هم پسر اولین شهیدی بود که شاه او را در این قضایا اعدام کرد، ضمن اینکه امام(ره) خیلی نسبت به مرحوم شهید امانی محبت داشتند، به اضافه اینکه خیلی بیان بالایی داشت و صدایش بلند و بعد هم مبارز و در صحنه بود. به همین علت من فکر میکردم بهترین است. در این بحثها که مطرح شدند، رأی میگرفتیم و مرحوم مطهری گفت: «بله، واقعاً حق این است که آقای امانی بخواند و این احترام به اولین شهید، آن هم شهیدی است که برای کاپیتولاسیون آمریکایی شهید شد و حق بزرگی بر گردن ملت ایران دارد.» همه رأی گرفتیم و طبیعتاً اکثریت قبول کردند. آقای توسلی وقتی دید اوضاع به این شکل درآمد، گفت: «ما یک پیشنهاد هم داریم و آن هم اینکه شما از یک پدر و مادر شهید هم استفاده کنید.» که مراد آن ها مادر رضایی ها بود اما اعضاء مخالفت می کنند تا اینکه روز قبل از آمدن امام به ایران آقای توسلی گفت مسئله حل شد و امام از پاریس گفته اند مادر رضایی ها صحبت کند. من پرسیدم «امام گفتند یا از پاریس گفته اند؟» که توسلی گفت نه «از پاریس گفته اند ولی حتما امام گفته اند که آن ها گفته اند» که من حدس می زنم کار ابراهیم یزدی بوده است.» وقتی این ماجرا را شهید مطهری زنگ می زنند به پاریس و از امام تلفنی می پرسند امام می گویند نه من نگفتم.
حوادث روز 12بهمن سال 57
هواپیمای امام با تمام دلنگرانیهایش سرانجام صبح روز 12 بهمن سال 57 در فرودگاه مهرآباد بر زمین نشست. سرود «خمینی ای امام، خمینی ای امام» در سالن فرودگاه چنان پرطنین بود که همه را میخکوب کرده بود. متن پیام خوشامدگویی که توسط استاد شهید مطهری نگاشته شده بود توسط یکی از دانشجویان قرائت شد.
ماشین حامل حضرت امام در میان سیل جمعیت خروشان ایران اسلامی راهی بهشت زهرا گردید تا ضمن تجدید پیمان با شهدای انقلاب اولین دیدار را با مردم که او را به عنوان امام خود با عشق و علاقه پذیرا گشته بودند، سخن بگوید سپس امام سخنرانی تاریخی خود را آغاز میکنند:
«بسمالله الرحمن الرحیم. ما در این مدت مصیبتها دیدهایم؛ مصیبتهای بسیار بزرگ، مصیبتهای زنهای جوانمرده، مردهای اولاد از دست داده، طفلهای پدر از دست داده... این آقا که خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبول ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریکا از او پشتیبانی کرده... بر همه ما واجب است که این نهضت را ادامه بدهیم تا آن وقتی که اینها ساقط شوند. ما به واسطهی آرای مردم، مجلس مؤسسان و دولت موقت و دولت دائم را تعیین میکنیم.
با اتمام سخنرانی امام جمعیت مجدداً به سمت جایگاه هجوم آوردند. امام نتوانست سوار هلیکوپتر گردد و بلافاصله سوار بر آمبولانسی که آنجا بود، شدند. بالاخره در بین راه امام سوار هلیکوپتر شدند و به سمت تهران پرواز کردند. امام بلافاصله به بیمارستان هزار تختخوابی رفتند تا از مجروحان حوادث اخیر که در آنجا بستری بودند دیدار کنند. امام از بیمارستان به منزل یکی از بستگان خود رفتند و عصر نیز با تماس به مدرسه رفاه از محل اقامت خود مسئولان کمیته استقبال را مطلع میسازند.

در گزارشات روزنامهها ارقام جالبی از شکستن تلویزیونها به علت قطع پخش برنامهی ورود امام آمده است.
خبرگزاری یونایتدپرس تعداد مستقبلین را در طول مسیر فرودگاه تا بهشت زهرا را چهار میلیون نفر و در بهشت زهرا نیم میلیون نفر گزارش نمود. رادیو کلن شمار جمعیت را پنج تا شش میلیون ذکر کرده است. خبرنگاران داخلی نیز تعداد جمعیت را پنج میلیون نفر ذکر کردند.
در حدود ساعت 11:05 ماشین حامل امام وارد میدان آزادی شده و در میان شور و شوق و اشتیاق شدید استقبالکنندگان و پس از یکبار دور زدن دور میدان وارد خیابان آزادی شد. ماشین امام که چند نفر هم برای محافظت روی سقف آن نشسته بودند با طی مسافت چند کیلومتری دور میدان و در میان بارانی از گل و گلاب و نقل که بر ماشین میبارید و اشکهای شوق که بر گونهها جاری بود به سمت دانشگاه تهران به حرکت درآمد. امام در مقابل دانشگاه به علت تراکم بیش از حد مستقبلین بالاجبار سخنرانی ننمودند و از چهار راه ولیعصر به سوی میدان راهآهن به حرکت درآمدند، شاید یکی از دلایل عدم سخنرانی امام غیر از تجمع و تراکم در مقابل دانشگاه همین وضعیتی بود که گروههای سیاسی برای سوءاستفاده به وجود آورده بودند.
امام در ساعت 10:5 اولین شب اقامت در ایران علیرغم خستگی زیاد اعضای کمیته برگزاری استقبال را به حضور پذیرفتند و برای آنان سخنرانی کردند.

از پاریس تا مزار شهدای انقلاب
امام خمینی (ره) در ساعت 9:33 دقیقه صبح روز 12 بهمن سال 57 پس از 15 سال تبعید به کشور بازگشتند. امام خمینی در تهران مورد استقبال قریب به سه میلیون ایرانی قرار گرفتند. برنامه نخستین این بود که امام در 5 بهمن 1357 وارد ایران شوند ولی دولت شاپور بختیار فرودگاهها را بسته اعلام کرد. بسته شدن فرودگاهها به پردامنه شدن اعتراضات و اعتصابات انجامید. امام در پاریس اعلام کردند که به محض باز شدن فرودگاهها به کشور بازخواهند گشت و مردم را به ادامه اعتراضات دعوت کردند. در 9 بهمن 1357 به فرمان بختیار فرودگاه مهرآباد بازگشایی شد.
در تاریخ 12 بهمن سال 1357 ابوالحسن بنیصدر پرواز چارتر هواپیمایی ایرفرانس را از پاریس به تهران کرایه کرد و در ساعت 9 و 27 دقیقه و 30 ثانیه صبح 12 بهمن امام خمینی با پرواز هواپیمایی ایرفرانس در فرودگاه مهرآباد تهران به زمین نشستند.
گروهی از دانشآموزان سرود خمینی ای امام را در سالن فرودگاه اجرا کردند و یک دانشجو به نام نصرالله شادنوش به نمایندگی از جامعه دانشجویان متنی را در خوشامدگویی امام (ره) خواند، متنی که گفته شد شهید مطهری آن را نوشته بود.
حضرت امام(ره) طی بیاناتی در فرودگاه تهران گفتند: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشکر میکنم. عواطف ملت ایران به دوش من بارگرانی است که نمیتوانم جبران کنم. ایشان ضمن اشاره به اینکه طرد شاه از کشور قدم اول پیروزی بود، همگان را به وحدت کلمه و ادامه مبارزه تا قطع کامل ریشههای فساد ترغیب کردند. ایشان سپس از آنجا عازم بهشت زهرا شدند.
ساعت 12:30
ـ قرار بود امام دانشگاه تهران هم بروند و تحصن عدهای از روحانیها هم در آنجا تمام شود اما خیابان انقلاب و مقابل دانشگاه آنقدر شلوغ بود که احمدآقا و محسن رفیقدوست ـ راننده بلیزرـ امام (ره) را منصرف کردند.
- امام (ره) نگاهی به مردمی که خودشان را هرطور بود به ماشین رسانده بودند و برایش دست تکان میدادند کرده و گفتند: «من با این مردم کار دارم و این مردم هم با من کار دارند.»
ساعت 13:45
ـ بلیزر ناگهان خاموش شد. امام (ره) اصرار داشت که پیاده شوند و میگفتند ما باید برویم قطعه17، مردم منتظرند، در را باز کنید. رفیقدوست نمیدانست چه کار کند. چون موتور خاموش شده بود و درها که قفل بودند دیگر باز نمیشدند. فقط میگفت عجله نکنید، چشم! میرویم. بالاخره هلیکوپتر آمد و تا قطعه 17 را با آن رفتند.
ساعت 14:30
ـ پسری 11ـ12ساله چند آیه قرآن میخواند.
ـ سرود برخیزید ای شهیدان راه خدا اجرا میشود.
ـ امام (ره) سخنرانیاش را شروع میکند؛ «ما در این مدت مصیبتها دیدهایم، مصیبتهای بزرگ». صدایش بم و رساست؛ محافظها و دور و بریها خوشحالند و تعجب کردهاند که امام (ره) در آن فشار و خستگی چطور تاب آورده است. احمدآقا توی هلیکوپتر از همین خستگی بیهوش شد.
ساعت 15:30
ـ سخنرانی تمام شده. هلیکوپتری که برای بردن امام (ره) آمده سه بار سعی میکند بنشیند ولی نمیتواند. شلوغ است. عبا و نعلین امام (ره) در میآید و بین جمعیت گم میشود. ایشان را به جایگاه برمیگردانند و پارچهای روی سرشان میکشند تا گردوغبار هلیکوپتر اذیتش نکند.
ساعت 16
ـ آمبولانس شرکت نفت میآید. ناطق نوری و احمدآقا همراه امام (ره) سوار میشوند و آمبولانس به طرف جاده قم میرود. آن هلیکوپتر هم از بالا دنبالشان میرود تا بالاخره در بیابانی، جایی بنشیند و امام (ره) را به آن منتقل کنند.
ایام الله دهه فجر به روایت تصویر






منبع : حامیان ولایت




